ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Tremble

معنیTremble: لرز کردن – رعشه
مترادف : involuntarily shaking with short jerking movements, shiver, quiver
مثالهایی از کاربرد این کلمه
Polly hid behind the door, trembling with fear.
 
The dog sat trembling in a corner.
 
The ground beneath them trembled as the trucks rolled past.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.