ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Worn

معنیWorn:مستهلک – داغان
مترادف : frayed, ragged, used, deteriorated; tired, exhausted (Slang)
مثالهایی از کاربرد این کلمه
Lying on the hospital bed, Pete looked worn and fragile.
 
Paula handed me several worn dollar bills.
 
The brake pads are very wor.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.