ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Wounded

معنیWounded:زخمی
مترادف : injured
مثالهایی از کاربرد این کلمه
Except when wounded or cornered, leopards will not often attack a human.
 
He muttered and stirred, flinging his wounded arm out, but his eyes remained closed.
 
His body ached all over and the wounded arm felt as if it were dropping off.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.