ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Ferment

معنیFerment: ترش کردن ور آمدن خروش و آشوب
مترادف : yeast, substance which causes fermentation; fermenting; agitation, excitement
مثالهایی از کاربرد این کلمه
At the beginning of the season, when the vegetation within is actively fermenting, it may overheat.
 
Given an adequate amount of glucose, the ethanol content of a fermenting liquid rises until it reaches about 12 percent.
 
If the temperature is too low the beer will stop fermenting.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.