ورود | ثبت نام
×
Image
ورود به حساب کاربری

Fusion

معنیFusion: هم جوشی پیوستگی
مترادف : melting, smelting; blend, mixture, combination; union; coalescence
مثالهایی از کاربرد این کلمه
His philosophy is a fusion of intellect and spiritual belief.
 
The Cherry Blossom restaurant serves a fusion of Japanese and Californian cooking.
 
The film is a fusion of history and contemporary events.
 
 

توسعه کلمه:

در فیلد زیر مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

© 2026 تمامی حقوق محفوظ است. آدرس:‌ تهران بالاتر ازمیدان ولیعصر -بعد از تقاطع زرتشت - خیابان پزشک پور - پلاک 12 - ساختمان معین

اشتراک در شبکه های اجتماعی

برای به اشتراک گذاشتن این مطلب با دوستان از دکمه های زیر استفاده بفرمایید.